وفاق به معنای واقعی آن، با وجود آنکه در ساحت سیاسی کشور مورد تأیید همه اقشار جامعه است، اما شعاری کردن آن با هدف سیطره عملی بر ارکان سیاسی کشور و جهت دادن به آن برای اهداف شخصی، بسیار خطرآفرین است.
وفاق در عرصه سیاسی به معنای توافق و همگرایی بین گروهها، احزاب یا نهادهای سیاسی برای دستیابی به اهداف مشترک، حل اختلافات یا مدیریت بحرانهاست، اما سابقه سیاستورزی دولتهای اصلاحطلب و کنشهای جدالبرانگیز و خشونتبار عناصر اصلاحطلبی نسبت به منتقدان و بعضاً همراهی با معاندان در اغتشاشاتی، چون سال ۱۴۰۱، تردیدهایی را به وجود آورد و نگذاشت که این مفهوم به راحتی مورد پذیرش مردم و طیفهای سیاسی قرار گیرد و همه انتظار میکشیدند بالاخره روزی این نقاب از چهره آنها بربیفتد.
فارغ از عملکردهای معارض پیشین، واکنشهای عصبی و حواشی ایجاد شده بعد از استیضاح وزیر اقتصاد و عنوان کردن قهرآلود «وفاق یکطرفه» به خوبی نشان داد طرح وفاق از سوی مدعیان اصلاحطلبی به طور چندشاخه، فراتر از یک اجماع سیاسی برای گذر از مشکلات کشور بوده و اهدافی را برای کسب منافع حزبی و همچنین فشار بر دولت و دیگر ارکان سیاسی کشور دنبال میکند که در ادامه ذکر خواهد شد.
استراتژی برای بقا
طیف مدعی اصلاحطلبی به گمان آنکه میتوان با اقداماتی، چون حضور برخی چهرههای طیف مقابل در دولت و اظهار همسویی با بیانات رهبر معظم انقلاب، مشروعیت از دست رفته خود را نزد مردم انقلابی بازیابند، کلیدواژه وفاق را برای دولت متبوع خود برگزیدند. در واقع، وفاق سیاسی بیشتر یک استراتژی بقا برای مدعیان اصلاحطلبی است. آنها تلاش داشتند با ایجاد وفاق با گروههای میانهرو یا حتی بخشهایی از اصولگرایان، از موقعیت «حاشیهنشینی» - که بعد از تشنجآفرینی در کشور و همراهی با براندازان نظام و بیکفایتی در دولت مستقر برجام ایجاد شده- خارج و به جریان اصلی سیاستگذاری نزدیک شوند.
انسداد و هزینهتراشی برای هر گونه انتقاد
یکی دیگر از اهداف آنها، رفع هر گونه مخالفت و انتقاد با اسم رمز وفاق است، زیرا همکاری با همه نهادهای نظام، از تمرکز انتقادها بر مدعیان اصلاحطلبی جلوگیری میکند و احتمال قرار گرفتن در سیبل انتقاد مستقیم آنها را کاهش میدهد، از این رو وفاق از منظر آنها با کم کردن دایره منتقدان، مصونیتشان را در برابر هر گونه انتقادی تضمین میکند، از این رو آنها تلاش داشتند با طرح وفاق با نهادهای تأثیرگذار، امکان حمایت قانونی یا سیاسی از خود را فراهم کنند و به لطف این ایده ذهنی، هر اقدامی را دارای یک حامی سیاسی جلوه دهند تا همین موضوع هم سبب بسته شدن راه منتقدان شود.
از سوی دیگر، به زعم اصلاحطلبان، نمایش وفاق با گروههای مدنی، رسانهها یا نخبگان، یک شبکه حمایتی غیرمستقیم ایجاد میکند که فشار بر آنها را هزینهبر میسازد.
سرپوش نهادن و مقصرنمایی از دیگر ارکان سیاسی
وفاق با سایر جناحها، بار مسئولیت تصمیمات چالشبرانگیز را بین چند گروه تقسیم میکند، از این رو آنها در تلاشند با این اقدام، یک ایده و طرح خودساخته سیاسی را به همه ارکان سیاسی نسبت دهند و وانمود کنند که منتج از آرای کلی نظام است. از این منظر، هم اکثریت ساختارهای سیاسی کشور مورد انتقاد همگان قرار میگیرد و هم سبب میشود جناح اصلاحطلبان به عنوان عامل و کارگزار، به تنهایی مبرا باشند.
استخدام همه قوای سیاسی برای مذاکره با امریکا
یکی از مباحث مؤکد اصلاحطلبان در فضای رقابتهای انتخاباتی، بحث رفع تحریمها بود که در بطن آن، تنها چاره موجود هم مذاکره با امریکا قرار داشت؛ موضوعی که مورد مخالفت اکثریت گروهها و طیفهای سیاسی به جز اصلاحطلبان بود و بسیاری از ارکان حاکمیت با آن مخالف بودند، اما در همان اوان دولت چهاردهم مبحث مذاکره با امریکا به عنوان راهبرد اصلی دولت برای مواجهه با مشکلات اقتصادی کلید خورد و لزوم مذاکره با برجام جدید به طور شفافی در دستور کار قرار گرفت، از این رو یکی دیگر از اهداف شعار وفاق، همگرا نشان دادن همه قوای سیاسی برای مذاکره با امریکا بود که با نهی صریح رهبر معظم انقلاب از مذاکره، این ترفند شکل نگرفت و کشور از یک خطر رهایی یافت.
آشوب سیاسی و اختلال در مصالح ملی
خوانشهای موجود از وفاق نزد اصلاحطلبان که از ابتدای دولت چهاردهم تاکنون به عنوان سپر تدافعی عمل کرده است، در آینده میتواند برای مصالح کشور مشکلآفرین باشد. این ایده که آنها به طور مداوم وفاق را دستمایه گذر از قانون و سرپوش نهادن بر ناکارآمدی قرار میدهند، میتواند خودسری و خودکامگی سیاسی آنها را تقویت کند، اما اقدام مجلس به عنوان نهاد ناظر بر دولت، این باور را مخدوش کرد و واکنشهای عصبی و تهاجمی طیف اصلاحطلبان به استیضاح را برانگیخت.
این واکنشها نشان داد وفاق از منظر آنها اماننامهای بود که در وقت اضطرار برای تطهیر فساد و کارشکنی مصرف شود.
از سوی دیگر، اکنون آنها میخواهند همکاری و همدلی میان دولت و مجلس را تخریب و بین آنها زاویه ایجاد کنند. روزنامه هممیهن که نتوانسته ماجرا را هضم کند با تیتر «مقصر حذف بازیگران کلیدی دولت» وظیفه مجلس را در طرح «برتری یکطرفه تیم پایداری در برابر دولت وفاقملی» نفی و تلاش کرده است آن را به یک گروه سیاسی تقلیل دهد، بنابراین «ضد وفاق» نامیدن عملکرد مثبت مجلس و در تقابل قرار دادن مجلس و دولت هدفی جز ایجاد آشوب و بلوای سیاسی در خود نمیپروراند. افترا بستن و اهانت به رئیسجمهور برای تحریک دولت برای مواجهه با تصمیم مجلس نیز در این راستا قرار دارد. در همین رابطه، یکی از چهرههای اصلاحطلب گفت: «افتادن همتی نشان داد پزشکیان درکی سطحی، ناکافی و سادهانگارانه از همهچیز بهخصوص عرصه سیاست داخلی دارد.»
برآیند موضوعات مطرح شده نشان میدهد مشی خودکامه و دیکتاتورگونه مدعیان اصلاحطلبی که هیچ انتقادی را برنمیتابند و هر گونه مخالفتی را «ضدوفاق» تعبیر میکنند، میتواند در آینده موقعیت دولت و کشور را به مخاطره بیندازد، از این رو لازم است مجریان کشوری و متصدیان دولتی با اجتناب از مصرف این واژه در قبال حزب حامی دولت به «وفاق عینی» که در بردارنده تمام اصول برای همافزایی بین نهادهای سیاسی است، اهتمام ورزند.
در مجموع، استیضاح وزیر اقتصاد که با شعاریزه کردن وفاق نتوانست از مسیر اصلی مجلس منحرف شود، سبب اتمام خویشتنداری اصلاحطلبان شد و نشان داد طرح غرضمندانه وفاق با هوشمندی و واقعبینی سران سه قوه و نهادهای حاکم به اهداف نامشروع خود دست نخواهد یافت. در نتیجه اصلاحطلبان به این درک رسیدهاند که نمیتوان بین شیوه حفظ وفاق با سیستم و حفظ اصول خود که در تعارض با نظم جمهوری اسلامی قرار دارد، تعادلی برقرار کرد و به زودی این نفاق کارکرد خود را از دست میدهد. نویسنده:
ارسال نظرات